اسفند بسوزيد كه گل از سفر آمد!هنگام كه پگاهان، طراوت شبنمهاي نشسته بر گلبرگ غنچههاي نرگس و ياس و لاله، نسيمهاي نوازش را به گيسوان بيد و دستان سَرو ميسپارد؛ هنگام كه نخلهاي قامت افراشته به پيشباز نوعروس شكوفهپوش بهار ميشتابد؛ هنگام كه نرگس مست، همپاي نارنج و نار و اقاقي، زيباترين و جامههاي سبز و سرخ و سپيد خويش را در صبحگاه نوروزهاي شادكامي برتن گلشن ميآرايد، خوشا خندانترين درودها و تهنيتها به گراميداشت فروردين،هر روزتان نوروز، نوروزتان فرخنده و پيروز!
تکهای از داستان "مرخصی بیبازگشت" نوشتهی مجید زهری
-
...
به اولین کمرکش که رسیدیم، شیشههای اتوبوس شروع کردند به یخزدن. انگار لای
پنجرهای باز مانده باشد، سرما به آرامی داشت به داخل رخنه میکرد. دستهایم ...
۳ روز قبل
