درخت تو گر بار دانش بگيرد
به زير آوري چرخ نيلوفري را
مدتها بود كه سنگينياش را مانند بختك احساس ميكردم. اكنون تا حدي احساس راحتي ميكنم.
منظورم ايجاد يك صفحهي اينترنتي است، اگر حرفي براي گفتن باشد.
به هر حال ذكرچند نكته لازم است.
اول اينكه آنچه كه در اين صفحه درج خواهد شد، نقطه نظراتي است كه شايسته تامل بوده و در خور چالش و نقد. صاحب اين قلم از دريافت نظرات و انتقادات و در حد امكان درج آنها استقبال ميكند.
دوم اينكه درج مطالب يا لينك به ديگران به معني قبول و پذيرش نظرات درج شده نیست.
آخر اينكه از خواندن مكاتبات شما خورسند خواهم شد، کامنت و نظرات خود را بفرستید: mreza_ayn@yahoo.fr
تکهای از داستان "مرخصی بیبازگشت" نوشتهی مجید زهری
-
...
به اولین کمرکش که رسیدیم، شیشههای اتوبوس شروع کردند به یخزدن. انگار لای
پنجرهای باز مانده باشد، سرما به آرامی داشت به داخل رخنه میکرد. دستهایم ...
۱ هفته قبل

